دیشب از کلاس زبان که برگشتم، مامان تنها بود تو خونه. بهترین موقعیتی که میشد با مامان حرف زد همون موقع بود، رفتم نشستم پیشش و از وضعیت اب و هوا گرفته تا وضعیت بین الملل باهم حرف زدیم، اما اونی که میخواستم بگم و نمیتونستم بگم! کلا نمیتونم چیزی رو از خونوادم مخفی نگه دارم:| ینی مطمئن باشین تک تک بیانیایی که باهاشون صمیمی هستم رو هم میشناسه مامانم😂

دیگه اخرش طاقتم تموم شد و بهش گفتم: آخه مگه نمیگن مامانا از تو چشمای بچه هاشون میخونن چی میخوان بگن، بخون دیگه خودت!

مامان: خوندم خب، ظهر تاحالا میخوای یه چیزی بپرسی نمیپرسی!

من: نخیر ظهر تاحالا نیست و چند روزه، بعدشم نمیخوام بپرسم میخوام یه چیزی بگم!

مامان: خب تو که همش تو اتاقتی، ظهر تاحالا پیش مایی من فهمیدم حالا بگو!

یکمی نگاش کردم و همچنان دست دست کردم برا گفتن و اینا که یهو خودش پرسید: با کسی دوست شدی؟

یعنی اون لحظه فیوز پروندم اصن، با یه حالت دلخورانه و الکی مثلا ناراحتی گفتم: ماماااان

یه جوری هم آ رو کشیدم که بفهمه مثلا دلخورم

گفتم: آخه تو چی فکر کردی راجب من؟ من تو سالای قبل کنکورم همچین ریسکی نمیکنم!

خلاصه براش قضیه رو گفتم، وقتی دید کاملا بر خلاف چیزیِ که فکر میکردم گفت: خب حالا منم میخوام یه چیزی بپرسم ازت!

من:بگو

مامان: تمام شهرا مدارس تیزهوشان دارن؟ یعنی تو اگر بخوای انتقالی بگیری میتونی؟

تو کسری از ثانیه تمااااام افکارم زیر و رو شد! کلی حس خوب و بد همزمان سرازیر شد تو وجودم!

مهاجرت و دوست دارم، اما تاحالا تجربه ش نکردم!

گفتم: اره چطور؟

گفت: هیچی شاید امسال و دیگه نتونی کنار دوستات باشی، یعنی دوسال اخر و بریم یه شهر دیگه!

معادلاتم ریخته بود بهم، دیوونه وار اصفهان و دوست داشتم و دارم، تازه بعد از خوندن کتاب کشتن روز به روز بیشتر عاشقش میشم، حالا به من میگن بریم!!! ولی از طرفی هم نمیخواستم مقاومت کنم، نمیخواستم برای خودم یه منطقه ی امن بسازم و همونجا گیر کنم، نمیخواستم این منطقه امن باعث پسرفتم بشه! یه جوری که سعی داشتم حس غربتم و مخفی کنم گفتم: چه شهریه؟ بهتر از اصفهانه؟

مامان: آرههههه بابااااا خیییلی بهتره!

اینجا بود که گل از گلم شکفت! سه تا کلان شهر اول ایران تهران، مشهد، اصفهانه! که خب تهران و مشهد پیشرفته تر از اصفهانن! اگر اصفهان نیست بی شک یا تهرانه یا مشهد! که اگر تهران باشه که چه بهتر، میرم پیش عمو😊 اگرم مشهد باشه پیش مادربزرگم اینا😊

درهرصورت حله! اما یهو مامان گفت نه این دوتا نیست!

هرچقدر تلاش کردم که بفهمم چه شهریه نگفت!

پرسیدم: شماله؟

+نه

-جنوبه؟

+نه

-از اصفهان خیلی دوره؟؟؟

+اره

-شرق و غرب چی اونجاست؟

+نه

دااشتم دیوونه میشدم، قدرت استدلالمو به کار گرفتم، چی میتونه از اصفهان و تهران و مشهد بهتر باشه؟

گفتم: تنها جایی که میتونه از این سه تا بهتر باشه خارج از ایرانه

گفت: نزدیک شدی

و دیگههه هیچیییی نگفت! از دیشب تاحالا هم هرچی ازشون میپرسم، با بابام نگا همدیگه میکنن و میخندن، هر از گاهی هم در جواب اینکه میگم خدایا منو گاو کن، میگن نگران نباش دوسش خواهی داشت😐

ولی یه چیزی جور در نمیاد! چرا میگه نزدیک شدی، درحالی که ازم پرسید همه شهرا تیزهوشان دارن یا نه؟ بالاخره ایرانه یا نه؟ نکنه مناطق مرزی باشه😐

خب به منم بگیییین، زندگی منم هست، دوستامو دارم بخاطر چی از دست میدم😐😐😐

باور کنید موقعیت دیوونه کننده ایِ!


پ.ن: یکی از اقواممون یه چنل داره ۴۰۰ و خرده ای نفر نزدیک به ۵۰۰ تا! بهم گفت بیا چنلتو اونجا تبلیغ کنما، شاخ بازی دراوردم گفتم نخیر لازم نیست، من کیفیت خواننده ها برا مهمه! حالا واقعنی هم همینطوره! ولی بدم نبود اگه میدادمشا😂