همیشه که نباید بدی ها رو به اشتراک گذاشت،گاهی اوقات هم باید خوشی هایی رو که از ته دل حسشون میکنی رو به اشتراک بگذاری.
توی چندتا پست قبل گفتم که یه کار پژوهشی شروع کردم و سرم شلوغه و اینا، شبی که قرار بود مقالات رو ارسال کنیم، برای همه ی تیم ها گزینه ی ارسال مقاله وجود داشت ولی برای ما نداشت. سایت برامون بسته شده بود و استرس به حد مرگ رو تجربه کردم اونشب، از شدت استرس فکم قفل شده بود، تااینکه با کلی تماس و چک کردن سایت نهایتا سایت برامون باز شد:)
مقالات رو ارسال کردیم و تقریبا یک هفته کارمون چک کردن سایت بود تااطلاع دادن که امروز نتایج رو اعلام میکنند.امروز همه ی زمان استراحتای بین کلاسا رو میرفتیم سایت که چک کنیم نتایج رو زدن یانه، دیگه ناامید شده بودیم که رفتم کلاس زبان یهو دوستم پرید بغلم با جیغ و داد که هر دوتا تیممون قبول شدند:))))))))))))
و من به حدی خوشحالم، که دیگه جیغ و داد و آهنگ شاد پاسخگو نیست، دیگه نمیتونم تخلیه شون کنم و نمیدونم چه کنم؟
فقط میدونم که باید کوله بار ببندم واسه مرحله حضوری برای مشهد:))))
فقط میدونم که یه سفر خوب با دوستام خواهم داشت:)))
انشالله یه روزی بیام خبر قبولی مرحله حضوری رو بدم:))))))
پوکر فیس شاد است:))) پوکر فیس دیگر پوکر نیست:)))))😍😍😍😍😍😊😊😊😊😊😎😎😎😎😎

+ارادت خاص خدمت سرور خوبا که قسمت کرد زیارتشو:)😍😍