اینکه من امتحان فیزیک دارم و هیچی نخوندم که موردیِ بس جلبناک:/

اینکه بهشون میگم ساعت خواب منو بهم نزنید رو که فاکتور بگیرم:/

اینکه سرم از درد داره نابود میشه رو هم که کلا هیچی:/

اینکه چشمام خسته است و نمیتونم درس بخونمم فدا سرشون:/

من از خواهر کوچکتر از خودم داشتن حااااااااااااااااااااااااااااااالم بهم میخوره:/

موجوداتی چندش تر،بی خاصیت تر،تک سلولی تر از این بچه های کوچیک تر از خودم هیچجای دنیا پیدا نکردم:/

بعد تازه وقتی بهشون میگی چرا اذیت میکنی:/ میفرماند که یه درس میخونی انقدر شلوغش میکنیا:/

اره واقعا خب اونم جای من بود از اونموقع که از مدرسه میومد تا دو دیقه قبل خواب درس میخوند تهش همین بود:/ اونم شبا تا 12-1درس میخوند تهش همین بود:/ حالا تازه اولشِ در ماه های آتی گاهی تا صب مجبوریم بیدار بمونیم:/

از بحث اصلی خارج نشیم،داریم ازین کوچیکترا مزخرف تر؟

بی خاصیتا:/ گاهی حس میکنم خدا دیگه اون دنیا از من تکلیف نمیخواد:/ ینی رسما این نگینو به من داده به جبران تمام گناهام:/ همین دنیام گناهامو میبخشه برم بهشت:/ فقط من رسما ترجیح میدم برم جهنمی که اون توش نباشه تا بهشتی که اون توش هست:/ اه:/ ایش:/

فقطا امیدوارم دور ترین نقطه از اینجا برا دانشگاه قبول شم اصن نفــــــــــــــــــــس بکشم از دستش:)))

اصن انقده خوب یه مدت فقط صداش رو اعصابم نباشه:/ ازینم بگذریم که حتی صدای نفس کشیدنش تمرکز منو بهم میزنه و فقطم در مورد این اینطوریه:/

و اینم که خونواده میگن تو بزرگتری و بگذرو اینا همش چرتِ، اینا رو فقط باید زد:)))

خودم که میرم برم همینکارو بکنم:)) شما هم اذیتتون کردن همین کارو بکنید:)

و من الله توفیق:)