تاحالا شده حس تهی بودن داشته باشی؟حس کنی از درون خالیِ خالی ای؟

حس کنی یه چیزایی درست نیست؟حس کنی تموم تصوراتت غلط بوده؟

تاحالا شده دلت بخواد بگی بیخیال اما یه حسی از درون بگه گفتی بیخیال که این شده دیگه

دلت بخواد طبق معمول بگی گور بابات زندگی ولی بازم نتونی؟چون این یکی دیگه از اونایی نیست که بخوای بگی باشه زندگی هر بلایی سرم اوردی ناز شصتت

تاحالا شده بعدِ یه هفته خودخوری ببینی که نه انگاری همه تصوراتت از همون اول غلط بوده 

ولی

بازم شکر که یکی هست که حتی اگر جواب تلفناشُ ندم حتی اگر جواب اسمس ندم حتی وقتی گریه میکنم حتی وقتی میزنه به سرمو تمام کانتکتا رو بلاک میکنم حتی وقتی بهش میگم حااالم ازت بهم میخوره بازم مطمئنم که پشتم هست،بازم مطمئنم که از همه ی دنیا که بِبُرم اون هست

ولی....

ســـــــــــــــخـــــــــــــــتـــــــــــــــــه که بگی چی فکر میکردم و چی بوده اونروز تاحالا،هــــــــــه