خب از اونجایی که من ظهر خیلی عصبانی بودم یه چیزایی گفتم قریب به واقعیت:)

ولی الان باید اصلاح کنم.....

درسته که اولین روز یکم خراب کردم...

ولی اشکال نداره...تقصیر خودم بود..خودمم درستش میکنم

قصدداشتم بعداز تولدم دیگ از بدیا و خستگیا نگم تو وبمم....چون در کل زندگیم چیزای خوب و اتفاقای خوبش خیلی بیشتر از قسمتای منفیشه....

بعد نامردیه که از خوبیاش ننویسم....

میدونم یه دوره ای از زندگی سخت میگذره ها....

ولی میگذره....

طبق قول بابا تا اذر همه چی حله....دوباره میشیم مث قبل که کلا غم تو خونه حس نمیشه

البته الانم نمیشه

ولی دوست ندارم ببینم پرنتز هرکدوم این همه مشغله فکری دارند....

درهرصورت ....

از این به بعد همش از اتفاقای خوب مینویسم:)