همانطور که در پست قبل عرض شد تو کل هفته صوبت زیاد بود بنابراین توی دوتا پست گذاشتمش:)


چقدر حال و هوای همه جا حسینی شده:) از پیرهن مشکی پوشیدن همه ی مردا و اشناها گرفته تا خیمه هایی که سراسر شهر زدن:) فکر میکنم که حتی عزاداری برای امام حسین هم یه نوع سنتِ 

چرا؟ چون همه اومدن عید رو با بوی شب بو و تنگ ماهی و... حس میکنن

عزاداری هم همینطور یهو شهر سیاه پوش میشه حال و هوا حسینی میشه:) بطوری که تو این حال و هوا یه حسی از درون هست که میگه تلاشتو بکن این 10روز و خوب باشی:) فقط همین ده روز

ولی برای امسال داشتم به این فکر میکردم که بازم حال و هوای شهر حسینیِ ولی حال و هوای مردم شهر چی؟ نه مردم شهر، فقط خودِ من

منی که روهم رفته یه بار کامل ننشستم پای حرفای یه نفر که ببینم اصلا امام حسین برا چی رفت این همه عذاب براچی بود؟

منی که یه جوون16ساله هستم تو تمام 16سال زندگیم عزاداری رو به مشکی پوش بودن شهر و شیرکاکائوهایی که همیشه تو مسیر عزاداری میدن میشناسم:/

به هوای سردو هیئت و اینا میشناسم:/ آنچنان بی معرفت نیستم ولی تو تمام همین چندسال عمرم اونقدر درگیر کارا و چیزای دیگ بودم که نفهمیدم عزاداری یعنی چی:(

ولی درهرصورت این حال حسینی رو به همتون تبریک و این ایام عزاداری رو به همه تسلیت میگم:(